ما و ترمی که گذشت... .
در عدم بودیم مستور وجور
تا محبت پرده ی ما را گشود
بر همه ترمی گذشت و بر ما عمری، روزگاری که در میانه ی دلمشغولی های جوانانه مان، درس و تکلیف صرفا وظیفه ای بیش نبوده است، خود را وسط معرکه ای دیدیم که صحنه گردانش اصلا خیال بیخیال شدن نداشت. سفت و محکم رویه اش را چسبیده بود و حتی ذره ای عدول نمی کرد، هرچه پا پس می کشیدیم؛ انگار عزمش جزمتر می شد؛ و اینگونه شد که ما سرخوشان را چنان به کار گرفت که به یکباره طرح؛ تمام زندگیمان شد. روزها در رویایش بودیم و شب ها با کابوسش از خواب می پریدیم.چنان روی ذهنمان راه می رفت که زندگی را تعطیل کردیم و همه اش شد طرح. "طرح" و "دکتر" و "کرکسیون" ؛ حرف غالب جملاتمان شده بود و همه ی دقایقمان را با این سه کلمه تنظیم می کردیم. و ترمی بدین روال گذشت؛ لحظات خوشی که در کنار هم، شاگرد و استاد و دوست و گاهی غمخوار بودیم. ترمی که در آن آموختیم؛ زندگی کردن را، که چگونه هم به معماری بیندیشیم و هم نفس بکشیم.
و امروز که همه ی آن لحظات سپری شدند و جزئی از خاطرات گشتند، جز افسوس لحظات خوش؛ توشه ای برایمان گذارده اند؛ راهی گشوده در پیش رویمان که تا امروز در پیش چشمهایمان مستور بود.
مخلص آنکه، در این ترم آموختیم و زندگی کردیم و بسی خوش گذشت؛ با همه کاستی هایش.
با تشکر
تا محبت پرده ی ما را گشود
بر همه ترمی گذشت و بر ما عمری، روزگاری که در میانه ی دلمشغولی های جوانانه مان، درس و تکلیف صرفا وظیفه ای بیش نبوده است، خود را وسط معرکه ای دیدیم که صحنه گردانش اصلا خیال بیخیال شدن نداشت. سفت و محکم رویه اش را چسبیده بود و حتی ذره ای عدول نمی کرد، هرچه پا پس می کشیدیم؛ انگار عزمش جزمتر می شد؛ و اینگونه شد که ما سرخوشان را چنان به کار گرفت که به یکباره طرح؛ تمام زندگیمان شد. روزها در رویایش بودیم و شب ها با کابوسش از خواب می پریدیم.چنان روی ذهنمان راه می رفت که زندگی را تعطیل کردیم و همه اش شد طرح. "طرح" و "دکتر" و "کرکسیون" ؛ حرف غالب جملاتمان شده بود و همه ی دقایقمان را با این سه کلمه تنظیم می کردیم. و ترمی بدین روال گذشت؛ لحظات خوشی که در کنار هم، شاگرد و استاد و دوست و گاهی غمخوار بودیم. ترمی که در آن آموختیم؛ زندگی کردن را، که چگونه هم به معماری بیندیشیم و هم نفس بکشیم.
و امروز که همه ی آن لحظات سپری شدند و جزئی از خاطرات گشتند، جز افسوس لحظات خوش؛ توشه ای برایمان گذارده اند؛ راهی گشوده در پیش رویمان که تا امروز در پیش چشمهایمان مستور بود.
مخلص آنکه، در این ترم آموختیم و زندگی کردیم و بسی خوش گذشت؛ با همه کاستی هایش.
با تشکر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۰ ساعت 22:27 توسط mr.MokaaB
|