آقایان و خانم ها... .
برخیزید!
برخیزید و در مقابل تزویر؛ لااقل مشتی گره کنید و فریاد برآورید، تا کی میخواهید بر چهره ی آرام منافق گونه شان نگاه کنید و دم بر نیاورید؟! اگر این دوگانگی ها بر شرفتان لکه نمی اندازد؛ لااقل برای آنانی که هنوز قامت ِ راست ِ شعورشان برایشان محترم است اندکی بر خمودگی تان تکانی بدهید!
سرتان را بالا بگیرید تا غیر از پستی زمین که بدان عادت نموده اید؛ اندکی بزرگی را ببینید! اگر خود بزرگ نیستید و درمیان فانیان محو شده اید؛ لااقل بلندای هیبت بزرگان را نظاره کنید تا شاید اندکی میل ِ خفته ی پیشرفتتان بیدار شود.
ای مردم من! هرچند که کوتاهی و کوتهی بالادستان برایتان امری روزمره شده است؛ هرچند که فریفتن و فریبکاری را برایتان گناهی لذت بخش ساخته اند؛ هرچند که تجاهل دوایی و جهل را درمانی یافته اید؛ و هرچند که زندگی را مردن در منجلاب زمین می دانید؛ اما گاهی به خود بیایید! نه آن "خود"ی که برایتان ساخته اند و به زر ِ آخرت خودساخته شان آراسته اند؛ به "خود"ی که خدا ساخت و آن را حجت گرداند. تا کی نفس از سینه به فرمان حیات آید؟!
مخلص آنکه؛ هیچ!