تنها و غمین شده ام
هنوز باورم نمی شود،هنوز فکر می کنم که همه ی این ها، تمام می شود و روال به سابق باز می گردد، هنوز سرگیجه دارم از این حوادث بلافصل که همه اش، بی هیچ مجالی، بدنبال هم اتفاق افتاد و زمان را از ذهن گرفت و فرصتی برای تفکر باقی نگذاشت، هنوز در شوک آنچه که به ناگهان؛ با پرسشی و تاییدی اتفاق افتاد و اتفاقات، به روال و اراده خود رخ دادند؛ هستم. هنوز جرئت فکر کردن به حقیقت تنهایی و متعاقبش انزوا را ندارم، هنوز امید دارم که اراده ای فراتر از خودم منجی ام شود و این روز و حال آشفته مرا سامان بخشد. هنوز... .
دلم تنگ شده، با اینکه زمان دلتنگی ها، فراتر از بازه زمانی جدایی ماست، اما دلم تنگ شده برای با هم بودن ها، برای اشک ها و خنده ها، برای بهانه گیری های گاها بی مورد، برای همه لحظه های دلهره ی هنجار شکنی ها، همه ی هیجان های پنهان کاری ها و همه ی علاقه ی خالصمان.
هنوز هیچ نگذشته، از ثانیه های آینده ام نا امید شده ام، دیگر رمقی برای استقبالشان ندارم، دیگر شور و هیجان رسیدنشان را ندارم، آینده ای که متصورم و برایش خیال می بافم، یک سال بود که با کس دیگری و نه تنها خودم، گره می خورد و اما کنون؛ پس از آن همه با هم بودن ها دوباره باید، در انزوا و تنهایی؛ برای ثانیه های بی رمق آینده برنامه بریزم. و اینکه...
و اینکه همه ی این حسرت ها، ثانیه ثانیه ی افکارم را احاطه کرده و حسی توام از حسرت و دلتنگی را برمن مسلط گردانیده است. اما در این میان حقیقتی تلخ وجود دارد که همان؛ موجبات این حس های ناخوشایند را پدید آورده است:
تنها انتخاب و درست ترین راه، و همین است که عذابی بی پایان میشود بر افکارم
دلم تنگ شده، با اینکه زمان دلتنگی ها، فراتر از بازه زمانی جدایی ماست، اما دلم تنگ شده برای با هم بودن ها، برای اشک ها و خنده ها، برای بهانه گیری های گاها بی مورد، برای همه لحظه های دلهره ی هنجار شکنی ها، همه ی هیجان های پنهان کاری ها و همه ی علاقه ی خالصمان.
هنوز هیچ نگذشته، از ثانیه های آینده ام نا امید شده ام، دیگر رمقی برای استقبالشان ندارم، دیگر شور و هیجان رسیدنشان را ندارم، آینده ای که متصورم و برایش خیال می بافم، یک سال بود که با کس دیگری و نه تنها خودم، گره می خورد و اما کنون؛ پس از آن همه با هم بودن ها دوباره باید، در انزوا و تنهایی؛ برای ثانیه های بی رمق آینده برنامه بریزم. و اینکه...
و اینکه همه ی این حسرت ها، ثانیه ثانیه ی افکارم را احاطه کرده و حسی توام از حسرت و دلتنگی را برمن مسلط گردانیده است. اما در این میان حقیقتی تلخ وجود دارد که همان؛ موجبات این حس های ناخوشایند را پدید آورده است:
تنها انتخاب و درست ترین راه، و همین است که عذابی بی پایان میشود بر افکارم
صفا
25فروردین نود
24:00
25فروردین نود
24:00
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 13:25 توسط mr.MokaaB
|