فعلا کتاب می خوانیم، تا بعد ببینیم خدا چه می خواهد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۸۹ ساعت 20:9 توسط mr.MokaaB
|
من و مکعب دوست داشتنی ام سه سال باهم بزرگ شدیم و زندگی را از یک قاب دیدیم؛ اکنون به امید پایان چهارسال با هم دیدن؛ روزها را یک به یک پشت سر می نهیم. همین. اضافات: نظرات را معمولا تایید نمیکنم تا فقط برای خودم باشند، نوعی مرض است... . افاضات:اینجا بخشی است از حریم خصوصی من است که عمومی اش کرده ام، گاهی اما این حد و مرزها شکسته شده اند، مرا عفو کنید.