از خویشتن خویشم شعری بروز داده ام که اندر این مجال ذکرش خالی از لطف نیست!!

امروز که حال من دیوانه خراب است/.../اشکم به روی شانه بیگانه حرام است

امروز که دلدار در این برزح هستی/.../ماندن به برش چون می میخانه حرام است

امروز طلب چون طرب و باده و مستی/.../جز در طرف حاکم میخانه حرام است

یارا تو اگر چهره از آن رخ بگشایی/.../ماندن به ره مستی و میخانه حرام است

گر حاکم و مذهب سخن از عشق براند/.../ماندن به ره عشق تو چون کفر حرام است

صاد ف الف

آذر 89

پی نوشت:
عنوان: عزیزم جای تو خالی(2)
متن:
این چه جهانی است که نوشیدن می نارواست/.../این چه بهشتی است در آن خوردن گندم خطاست