نشد،نمي شود و نخواهد شد.
بايد خودمان دست به كار شويم،از اين جنس لطيف هيچ كاري بر نمي آيد،حتي توان .....
بي خيال،قصد جنجال ندارم،ديگر آن شور جواني را از دست داده ايم،همگي پير شده ايم،پير اين روزگار،با اين سياست مسخره اش،با اين بازي هاي ديوانه كننده.بي كار شده ايم،بيكار-ِ بيكار،از صبح تا شب پرسه مي زنيم توي خيابان ها و نگاه،نگاه به مغازه ها،افراد،ماشين ها و به سختي ها و بد بختي ها كه خيلي خوشگل ديده مي شوند.چقدر ويترين آدم هاي اينجا زيباست،چه خوب حرف مي زنند،توي خيابان و توي تلويزيون،توي تاكسي و همه جا،اما همه اش حرف است و حرف،پوچ و توخالي،همه فقط حرف ميزنند و عمل فراموش شده است،چه در آن خيابان لعنتي و شلوغ كه مانند نمايشگاه است با انواع مدل ها و چه در تلويزيون كه جعبه ي دروغ پردازي است.هيچ كس نيست كه به داد ما برسد،اين وبلاگ هم كه سوت و كور شده،گويي مرده است،نفسش گرفته،صورتش كبود شده....
بي خيال....
چه فايده كه اين ها را مي گويم ،اين ها هم همه حرف است،همه ي زندگي حرف است،شايد همه ي خلقت ...... توبه ، خدايا اين كفر گويي مرا ببخش.امروز مانند همه ي روز هاي نفرين شده ي تابستان توي خيابان راه مي رفتم،پرسه ميزدم،به قولي خيابان ها متر مي كردم،با خودم فكر مي كردم ما چقدر بيچاره ايم،هه ي آنهايي كه وقتشان را در خيابان تلف ميكنند يا به قول خودشان تفريح مي كنند و آنهايي كه با ماشين پياده روي مي كنند،آنهايي كه مي آرايند براي ديده شدن و آنهايي كه نگاه ميكنند براي آرام شدن،عشوه ها و ناز ها و صدا ها و رابطه هاي ...... .و درآخر عدد ها و رقم ها و شماره ها و ترمز ها و صداي درب ماشين و ...... ،پايان.
شب همه جا آرام است،اما در خانه ي كفار شب ها مجلس وعظ شيطان است،شيطان و مريدانش همه ..... ،ادامه نمي دهم چون ميدانم همه آگاهيم از اين بلايا،اما فقط حرف.
گشت ارشاد ، طرح امنيت اجتماعي ، عفاف ، پليس و اراذل و اعدام هاي گروهي و،همه ......
راست گفته اند كه " سياست پدر و مادر ندارد "