وجودم درگیرش هست هنوز... .
شانه هایم هنوز بوی احساسش را می دهند....دست هایم هنوز خیس از لطافت روحش است....نگاهم؛ هنوز درگیر نگاه نافذش است
همه جوارح ؛ بوی روحش را گرفته است.
و خنده ها ....
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 0:8 توسط mr.MokaaB
|